اخبار برگزیده

55

بعد از چند هفته بالاخره از سعید خواستم مرا به کمپ ببرد. نمی خواستم امید را ببینم. به هیچ وجه! فقط می خواستم با مدیر کمپ در مورد او حرف بزنم. بابا هم با ما آمد. نیامد. حال دلش خوب نبود. دیگر دلش نمی خواست پسرکش را در آن وضعیت ببیند. نه دلش می خواست و نه دلش را داشت.
آخرین جستجو شده ها