اخبار برگزیده

50

امید بعد از 9 روز برگشت؛ کاملا بی خبر. وقتی آمده بود ما خانه نبودیم. به من زنگ زده بود و من متوجه نشده بودم. بالاخره به زنگ زد و آمد جایی که ما رفته بودیم. از دیدنش اصلا خوشحال نشدم. خودش هم این را می دانست و با احتیاط با من مواجه شد. باهاش سلام و احوالپرسی کردم و دست دادم. ولی سرد.  زود رفت. گفت می رود جلسه. حرفی نزدم.

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

50

50

50

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها